نوشته‌های بی‌خواننده

یادداشت‌های روزمره‌ی ما، بدون هیچ قید خاصی

کتاب مستطاب آشپزی: از سیر تا پیاز

with 7 comments

امروز صبح کتاب مستطاب را زدم زیر بغلم و آوردم شرکت و به رامین و کارآگاه بهمنی گفتم بیایید برایتان «مهمات» آورده‌ام! (آخر این روزها اتاقمان شده مثل اتاق جنگ!)

//efeh.com/images/products/big/ashpazi-sir-piaz.jpg” cannot be displayed, because it contains errors.

رامین از صبح کتاب را گذاشته بود دستش و زمین نمی‌گذاشت. حالا هم که رفته کارآگاه کتاب را برداشته و ورق می‌زند و هر از گاهی چیزهای تحسین‌آمیزی می‌گوید.

شاید همت کردیم و با رامین متنی در معرفی کتاب نوشتیم تا شما هم مثل کارآگاه وسوسه شوید که بروید و بخرید.

Written by علی گنجه ای

آوریل 21, 2008 روی 5:17 ب.ظ

7 نظر

Subscribe to comments with RSS.

  1. علی جون دستت درد نکه.
    این کتاب حرف نداره ،
    به نظر من هر کسی که یه کتاب آشپزی خوب می خواد باید این کتاب رو بگیره.
    و این یه هدیه خیلی خیلی خوب برای علاقه مندان به آشپزی.

    ک.گ.ب

    آوریل 21, 2008 at 5:21 ب.ظ

  2. ائه! من کلی مطلب قبلیه کامنتیدم بابا!! یواش آپ کنید!! :)
    میگم اتفاقا تو همین سه چهار پست اخیر فینگیل بانو ملقب به سرتق بانو بود که راجع به این کتابه خوندم. برم ببینم میشه پیداش کرد بخرم یا نه که تو این دو ماهه کلی آشپزی یاد بگیرم.
    می بینم کههههههههههه بحث روزتون تو اداره شده آشپزی!!! :)
    تو وبلاگ سر میز غذا یک ( با فتحه ی غلیظ روی ی ) کامنت طولانی در مذمت باندتون نوشتم.
    ببخشید مذمت نه!!! به خدا اشتباه تایپی بود! مرمت! مرحمت! مروت! خلاصه هر چیزی به غیر از مذمت !! :) )))) :دی

    پرنسس

    آوریل 21, 2008 at 5:45 ب.ظ

  3. ائه! علی آقا! این حمید دوستتون و خانومش باماها شوخی دارن؟ من بعد از شونصد بار کلیک کردن می بینم تو وبلاگشون نوشتن : شرمنده چیزی که به درد شما بوخوره نداریم برو بزرگ شدی بیا!
    یعنی من این قدهههههه کوچیکممممممممم؟؟؟ :( ((((((
    جدی جریان چیه؟

    از این مسائل توی وبلاگ مشترک زن و شوهرایی که هر دو مهندس کامپیوترن پیش میاد!
    به نظر میاد یه جور ناهماهنگی در انگولک سایت باشه

    پرنسس

    آوریل 21, 2008 at 5:50 ب.ظ

  4. من فکر کنم حمید رو سایت من کار می کرد خانمش رو سایت خودشون اما خوشبختانه سایت من ردیف شد

    علی من یه کتاب دو جلدی دارم اما به نظر من تجربه آشپزی خیلی مهمتره من خودم کتاب ناطقم ;)

    mehrankarzari

    آوریل 22, 2008 at 6:56 ق.ظ

  5. علی جان، PDF اش رو برای تبعیدی های بالا نشین هم بفرست!

    کاپیتان مهرداد

    آوریل 22, 2008 at 1:19 ب.ظ

  6. وقتی نجف دریابندری نازنین و کاراگاه مارپل (فهیمه راستکار) در باب آشپزی بنویسند کتاب بسیار جالبی خواهد شد (فقط قیمتشه که اعصاب منو ریخته به هم؛ کتاب آشپزیم این قدر گرون؟)

    به نظر من به قیمتش می‌ارزه ;)

    پلنگ صورتی

    آوریل 22, 2008 at 8:15 ب.ظ

  7. اتفاقا سعاده داشت پیروز اسم این کتابو از من میپرسید خوب شد یادم انداختی

    زینب بانو!

    آوریل 23, 2008 at 2:31 ب.ظ


يك پاسخ برايش بگذاريد