چی؟ قِسِر در رفتی؟!
به گاو یا گوسفندی که در طول یک دورهی پرواربندی باردار نشود و در نتیجه حسابی چاق شود، میگویند «قِسِر»! (کلمه قسر ظاهرا ترکی است و به معنی نازا یا عقیم) بنابراین وقتی که میگویید «قِسِر در رفتم!» حواستان باشد که دقیقا چه بلایی سرتان نیامده است!
(از خاطرات شفاهی استاد محمد صادقی، آنجایی که تعجب کرده بود چطور خانم محترمی برگشته و به ایشان گفته که «قسر در رفتم»!)
جالبه! نمیدونستم! آدم همیشه که بالاخره قسر در نمیره! ؛)
iVahid
می 1, 2008 at 4:32 ب.ظ
اگه قسر رو تو سایت mibosearch نیگا کنی، اینا رو می گه:
لغتنامه دهخدا:
قسر: بی حاصل . نازا. عقيم . عاقر. سترون.
قسر دررفتن حيوان: بار نگرفتن و نزادن و حمل برنداشتن آن هنگام جفت گيری.
و در کنايه به معنی هر کاری است که به نتيجه نرسد.
لغتنامه معین:
قسر: [ص] كسي كه در قمار نه باخته و نه برده باشد.
به گمونم اون خانم محترم “قسر” رو در معنی اخیر به کار برده و سوء تفاهم شده.
رامین
می 1, 2008 at 4:40 ب.ظ
پرنسس
می 1, 2008 at 7:08 ب.ظ
D:
ستاره
می 1, 2008 at 7:36 ب.ظ
معنیش باحاله ها
Yekpooria
می 2, 2008 at 12:46 ق.ظ
چه جالب! من نميدونستم.
منیره
می 2, 2008 at 1:48 ب.ظ
ا، جدي؟ چه بامزه بود اين. حيف كه بقيهي جلدهاي كتاب كوچهي شاملو در نيومد. وگرنه حتماً با كلي داستان و تقصيلات مينوشتش…
گنجيشك
می 2, 2008 at 2:09 ب.ظ
این اصطلاح در اصل نیز به همان معنا بکار برده میشده اما به مرور زمان معنی جعلی یافته مثل سرویس شدن دهان و …
مهران
می 2, 2008 at 4:11 ب.ظ
به نظر من هم به معنایی رامین گفت درست تره…
به نظرم معنایی که رامین گفت فرقی با معنای من نداره؟
Ali Shams
می 3, 2008 at 11:06 ب.ظ
[...] چی؟ قِسِر در رفتی؟! « نوشتههای بیخواننده (۹) [...]
کمانگیر » داغ ترین های این چندروز در وبلاگستان
می 5, 2008 at 2:34 ق.ظ
تو این دوره زمونه هیشکی نمیتونه قسر در بره!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
gogoli
می 29, 2008 at 7:03 ق.ظ