چی؟ قِسِر در رفتی؟!
به گاو یا گوسفندی که در طول یک دورهی پرواربندی باردار نشود و در نتیجه حسابی چاق شود، میگویند «قِسِر»! (کلمه قسر ظاهرا ترکی است و به معنی نازا یا عقیم) بنابراین وقتی که میگویید «قِسِر در رفتم!» حواستان باشد که دقیقا چه بلایی سرتان نیامده است!
(از خاطرات شفاهی استاد محمد صادقی، آنجایی که تعجب کرده بود چطور خانم محترمی برگشته و به ایشان گفته که «قسر در رفتم»!)
جالبه! نمیدونستم! آدم همیشه که بالاخره قسر در نمیره! ؛)
اگه قسر رو تو سایت mibosearch نیگا کنی، اینا رو می گه:
لغتنامه دهخدا:
قسر: بی حاصل . نازا. عقيم . عاقر. سترون.
قسر دررفتن حيوان: بار نگرفتن و نزادن و حمل برنداشتن آن هنگام جفت گيری.
و در کنايه به معنی هر کاری است که به نتيجه نرسد.
لغتنامه معین:
قسر: [ص] كسي كه در قمار نه باخته و نه برده باشد.
به گمونم اون خانم محترم “قسر” رو در معنی اخیر به کار برده و سوء تفاهم شده.
D:
معنیش باحاله ها
چه جالب! من نميدونستم.
ا، جدي؟ چه بامزه بود اين. حيف كه بقيهي جلدهاي كتاب كوچهي شاملو در نيومد. وگرنه حتماً با كلي داستان و تقصيلات مينوشتش…
این اصطلاح در اصل نیز به همان معنا بکار برده میشده اما به مرور زمان معنی جعلی یافته مثل سرویس شدن دهان و …
به نظر من هم به معنایی رامین گفت درست تره…
به نظرم معنایی که رامین گفت فرقی با معنای من نداره؟
[...] چی؟ قِسِر در رفتی؟! « نوشتههای بیخواننده (۹) [...]
تو این دوره زمونه هیشکی نمیتونه قسر در بره!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!