نوشته‌های بی‌خواننده

در معرفی ناصر پورپیرار

نوشته شده در بدون دسته بندی by علی گنجه ای در می 17th, 2008

شش-هفت روزی است که مشغول نوشتن یک پست در معرفی ناصر پورپیرار هستم. کمی وسواس دارم که متن هم کوتاه باشد هم جامع، هم توهین‌آمیز نباشد، هم خیلی جدی و خشک نباشد و …

فکر می‌کنم متن تا آخر این هفته نهایی شود. اگر دلتان می‌خواهد قبل از انتشار پیش‌نویسش را ببینید و نظر دهید لطفا خبرم کنید.

7 Responses to 'در معرفی ناصر پورپیرار'

Subscribe to comments with RSS or دنبالك to 'در معرفی ناصر پورپیرار'.

  1. هشت پا said, on می 17th, 2008 at 4:13 ب.ظ

    درود
    شما البته خودت استادی در این مسائل ولی فکر میکنم به گذشته این ادم توجه کنی شاید دورنمایه خوبی برای شناختش باشه.
    شاد باشی

  2. نجمه said, on می 18th, 2008 at 6:37 ق.ظ

    سلام اره من رو بیرون کرد البته نیمه ی دوم بی خیال راستی منتظر متن هستیم یادت نره شما بنویس ما دوسه تا نظر می دیم

  3. شهنام said, on می 18th, 2008 at 9:00 ق.ظ

    من هم بدم نمیاد بخونمش

  4. mehrankarzari said, on می 20th, 2008 at 6:58 ق.ظ

    اصلا این آقا کیست ؟! جهت آگاهی و اعلام نظر منتظر می مانیم

  5. گوموش said, on می 25th, 2008 at 6:10 ب.ظ

    هر گاه پاي محكم استدلال وتنقيد به ميدان امده ناسيوناليستهاي بي مايه ي فارس دست به هوچيگري زده اند. اگر قرار است ايراني باشد بايد تمام اقوام ان بطور مساوي حقوق داشته باشند و اگر نه در اين دوران انفجار اخبار هيچكس حاضر نيست نوكر قومي ضعيف تر از خود باشد . در اين صورت علي ميماند و حوضش. هم اعراب متمدن هم تركهاي غيور هم اكراد مظلوم تاريخ روزي به استقلال خواهند رسيد .اگر اين باستان پرستي خيالي قوم تاجيك ادامه داشته باشد. جاودان باد سيماي مشعشع خورشيد حقيقت.محو باد خود پرستي گروهي مغبون. من توصيه ميكنم آثار اوستاد پورپيرار را همه بخوانند وبعد قضاوت كنند.


    مساله اين است كه جناب پورپيرار “پاي محكم استدلال وتنقيد” را به ميان نياورده اند! اينجا كسي كه هوچيگري ميكند استاد ناصر پورپيرار و هواداران محترمشان هستند.

  6. علي اكبر said, on می 25th, 2008 at 6:19 ب.ظ

    حضرت علي ميفرمايد به گفته نگاه كنيد نه به گوينده. شما نوشته هاي روشنگرانه پور پيرار را بنگريد /خوداش چه اهميتي دارد. همان بس كه تاريخ واقعي ايران را قلمي كرد و اب در لانه موذيان ريخت كاري بود كارستان. در ايران قوم تاجيك(فارس) گويي از دماغ فيل افتاده بود تمام افتخارت مال وي وبقيه مقهور ري. نبود بزرگي چو كي. گر چه مردانشان در ثريا ولي دخترانشان در دوبي. …. علياكبر


    دقيقا با حرفتان موافقم. نگاه كنيد ببينيد پورپيرار براي تحريف واقعيت در نوشته هايش به چه شگردهايي دست ميبرد

  7. علي اكبر said, on می 25th, 2008 at 6:23 ب.ظ

    چرا نقدها را چاپ نميكنيد


    ببخشيد در مسافرت به اينترنت دسترسي نداشتم.

Leave a Reply