نوشته‌های بی‌خواننده

یادداشت‌های روزمره‌ی ما، بدون هیچ قید خاصی

Red Moon!

with 11 comments

توضیح:

اینجا عکسی بود از تابلوی یک مغازه در دبی. اسم مغازه به انگلیسی Red Moon بود و به عربی نوشته بود «ریدمون»

عکس را «بابک سلامت» گرفته بود و من قدیم‌ها در پروفایل اورکاتش دیده بودم.

باید قبل از گذاشتن عکس از بابک اجازه می‌گرفتم که نگرفتم و موضوع کمی باعث دلخوری بابک شد.

همینجا دوباره از بابک عذرخواهی می‌کنم و عکس را هم که حذف کرده‌ام.

Written by علی گنجه ای

می 22, 2008 روی 10:03 ق.ظ

ارسال شده در از روزمره‌ی زندگی

11 نظر

Subscribe to comments with RSS.

  1. Red Mood اشتباه نوشتی


    ممنون از تذکر، اصلاح کردم

    شیدا

    می 22, 2008 at 11:38 ق.ظ

  2. ایول کلی خندیدیم:دی

    nooshin29

    می 22, 2008 at 1:55 ب.ظ

  3. جالب بود

    aMiN

    می 22, 2008 at 4:54 ب.ظ

  4. {خنده} بابک فکر کنم کانادا یا شیطان بزرگ باشه این شاید ماله ایرانی های مثلا لس انجلس باشه شایدم دبی یاد ترانه ای افتادم که با رامین می خوندیم (اوه بچه باز) راستی 30 خرداد عروسی دعوتین ها از الان بگم برنامه نزارین

    مهران

    می 22, 2008 at 5:34 ب.ظ

  5. یعنی تو انتظار داشتی من واقعا برم به طرف بگم اسم مغازه‌ی شما به زبان ما می‌شه «گُه»؟! علی جون اگر جراتش رو داری خودت برو به یک عرب همچین حرفی برن! ;)

    بابک

    می 23, 2008 at 6:09 ق.ظ

  6. خيلي جالبه ولي به نظر من اصلا خود Red moon هم چيز بي معنيه. چون ماه هيچوقت Red نميشه كه. خيلي خيلي رنگ عوض كنه Orange moon ميشه. بنابر اين فكر كنم اين صاحب مغازه دقيقا منظورش همون “ريد مون” بوده ولي انگليسيش رو اشتباه نوشته و بايد مينوشته مثلا “shit”
    lol

    علي

    می 23, 2008 at 10:56 ق.ظ

  7. نکته سنجی زیبایی بود

    سجاد

    می 23, 2008 at 3:21 ب.ظ

  8. آقا اين رفيق شما شديدا شكل جووني‌هاي منه قيافش! وقتي خودم فكر كنم اين عكس منه، وای به حال بقیه! ؛)

    iVahid

    می 23, 2008 at 8:51 ب.ظ

  9. :) ) آره ما هم کلی خندیدیم! :)
    راستی .. فکر نمی کردم انقدر ترسو باشیدا که از جواب دادن به اون سوالات خود داری کنید!
    بعدشم که اون قسمت سوال هایی که نوشته بودید نمره ی من منفی دوازده شد. تفسیرش چیه؟؟ :دی
    راجع به اون وبلاگ دختره هم که جل الخالق! خوش به حالش! حالا اگه من مردم ها؟! لطفا شما به همه بگید بیان واسم کامنت بذارن. تو زنده بودن مون که واسمون اون همه کامنت نذاشتن! :) )

    پرنسس

    می 23, 2008 at 11:48 ب.ظ

  10. چرا عکسو برداشتید حالا ؟ :(

    Arash

    می 24, 2008 at 10:29 ق.ظ

  11. به به آقا بابک میبینم که تشریف دارین

    مهران

    می 24, 2008 at 1:55 ب.ظ


يك پاسخ برايش بگذاريد