نوشته‌های بی‌خواننده

یادداشت‌های روزمره‌ی ما، بدون هیچ قید خاصی

شیراز بودیم…

with 3 comments

چند روزی شیراز بودیم.

جمع کثیری از اقوام دور و نزدیک همسر گرامی از جمله پدر و مادرش، عازم عمره بودند و ما هم رفته بودیم به بدرقه. غیر از بدرقه و حواشی‌اش کلی اتفاقات ریز و درشت دیگر هم افتاد که سوژه‌ی وبلاگمان را برای مدتی جور کرد!

Written by علی گنجه ای

می 31, 2008 روی 3:11 ب.ظ

ارسال شده در از روزمره‌ی زندگی

3 نظر

Subscribe to comments with RSS.

  1. منتظر خواندنشان هستیم.

  2. سلام
    پس سفر و تفريح و حال و حول و ااينا ;)


    آره دقیقا! اصلا جای نگرانی نیست ;)

    ابراهيم

    می 31, 2008 at 5:07 ب.ظ

  3. ایشالا که خوش گذشته باشه.

    سورملینا

    ژوئن 8, 2008 at 12:55 ب.ظ


يك پاسخ برايش بگذاريد