بایگانیِ دستهٔ ‘خط میخی’
کار و زندگی تعطیل است!
توجه:
خودآموز خط میخی فارسی باستان به آدرس تازه منتقل شده است و این صفحه دیگر به روز نمی شود. برای دسترسی به تازه ترین ویرایش روی این لینک کلیک کنید: «آموزش خط میخی فارسی باستان»
گفتم که فعلا کار و زندگی را تعطیل کردهام و چسبیدهام به آموزش خط میخی! امروز دو قسمت دیگر از خودآموز را هم نوشتم و گذاشتم توی سایت (قسمتهای یازدهم و دوازدهم)! فکر میکنم کلا چهل قسمتی بشود.
دو قسمت دیگر از آموزش خط میخی
توجه:
خودآموز خط میخی فارسی باستان به آدرس تازه منتقل شده است و این صفحه دیگر به روز نمی شود. برای دسترسی به تازه ترین ویرایش روی این لینک کلیک کنید: «آموزش خط میخی فارسی باستان»
دو قسمت دیگر از آموزش خط میخی را گذاشتم توی سایتم (قسمتهای نهم و دهم). فعلا بدون اینکه به سر و شکل کار خیلی توجه داشته باشم، دارم همینطور مطلب را ادامه میدهم تا زودتر یک نسخهی خیلی اولیه از خودآموز تهیه کنم و بعد سر فرصت بنشینم و بهترش کنم.
آموزش خط میخی و اسپانسر جدید ما!
توجه:
خودآموز خط میخی فارسی باستان به آدرس تازه منتقل شده است و این صفحه دیگر به روز نمی شود. برای دسترسی به تازه ترین ویرایش روی این لینک کلیک کنید: «آموزش خط میخی فارسی باستان»
فعلا که کار و زندگی را تعطیل کردهایم و چسبیدهایم به آموزش خط میخی. امروز یک قسمت دیگر از خودآموز را هم نوشتم (قسمت هشتم) و گذاشتم توی سایت.
یک اسپانسر هم برای خودآموزمان پیدا شده به اسم «هوشیار دژم».
من غیر از همهی کارهای دیگری که میکنم، گاهی لینوکس هم درس میدهم و این هوشیار خان دژم شیرازی، اواخر سال 84 و اوایل 85 توی یکی از کلاسهای لینوکسی که در دانشگاه شریف برگزار میکردم شرکت کرده بود.
قبل از این که بروم سر کلاس، فهرست اسامی را که دیدم، با خودم فکر کردم این هوشیار دژم باید مثل فامیلیاش (دژم یعنی بداخلاق و اخمو) آدم اخمویی باشد.
اما بر خلاف انتظار، هوشیار همیشه لبخندی روی لبش دارد و گهگاه هم شوخیهای بامزه و نکتهسنجانهای میکند!

از راست به چپ: فرزین آذریپور، هوشیار دژم، فرزین حقدل (مشهور به فرزین بزرگ!)، علی گنجهای
نوروز 85 هم که با فرزین آذریپور رفتیم شیراز (آن موقع همسر گرامی هنوز همسر گرامی نشده بود) بعد از اینکه یک شب کنار شیراز چادر زدیم و خوابیدیم، به اصرار همین هوشیار خان رفتیم خانهشان در قصرالدشت و یک هفتهای آنجا اطراق کرده بودیم.
چند روز پیش که برای ganjei.com دنبال هاست خوب میگشتیم، رفتیم سراغ همین هوشیار و هاستی گرفتیم و او هم که دید قصد آموزش خط میخی داریم، هاست را رایگان پایمان حساب کرد.
فارسی باستان – 7 – چند خط از کتیبهی داریوش
توجه:
خودآموز خط میخی فارسی باستان به آدرس تازه منتقل شده است و این صفحه دیگر به روز نمی شود. برای دسترسی به تازه ترین ویرایش روی این لینک کلیک کنید: «آموزش خط میخی فارسی باستان»
نامگذاری کتیبههای هخامنشی اینطوری است که اول نام اختصاری نویسنده میآید. مثلا D برای داریوش یا X برای خشایارشاه (Xerxes)؛ بعد حرف اختصاری محل کتیبه میآید، مثلا P برای تخت جمشید (Persepolis) یا B برای بیستون. آخر سر هم شمارهی کتیبه میآید.
به این ترتیب DPa میشود کتیبهی اول داریوش در تخت جمشید (حالا باید یک راهنمای تخت جمشید داشته باشید تا نشان بدهد که از آن همه کتیبهی داریوش کدام a است و کدام b) یا A2Ha میشود کتیبهی اول اردشیر دوم در همدان.
کتیبههای هخامنشی آنقدرها تنوع ندارند. خیلی از شاهان هخامنشی آمدهاند از روی دست داریوش تقلب کردهاند و یک کتیبه نوشتهاند عین کتیبهی سرسلسله، فقط آنجایی که داریوش میگوید: «منم داریوش، شاه بزرگ، شاه شاهان، پسر ویشتاسپ…» به جای داریوش و ویشتاسپ، اسم خودشان و پدرشان را نوشتهاند.
مفصلترین و متنوعترین کتیبهی هخامنشی، کتیبهی پنج ستونهی داریوش در بیستون است که در آن اول خودش و اجدادش را تا «هخامنش» نام میبرد و کمی مباهات میکند که 9 نسل من شاه بودهاند و بعد داستان شورش او بر گئومات مغ و پیروزیاش و شورشهایی که در شاهنشاهی رخ داد و نحوهی سرکوب شورشها و بلایی که سر شورشیها آمده است را نقل میکند.
ما در رشتهی فرهنگ و زبانهای باستانی، در دو ترمی که درس فارسی باستان داشتیم، کار عمدهمان خواندن همین کتیبهی بیستون بود. (البته بجز آن چند کتیبهی مختصر دیگر هم خواندیم از جمله کتیبهی داریوش در سوئز)
حالا که الفبای خط میخی فارسی باستان را یاد گرفتهاید، بیایید بخشی از یکی از کتیبههای داریوش را با هم ببینیم و از رو بخوانیم…
اما قبل از اینکه برویم سراغ کتیبه، حواستان باشد که کتیبههای هخامنشی معمولا به سه زبان نوشته شدهاند: فارسی باستان، عیلامی و اکدی. آن دو زبان دیگر هم خط میخی مخصوص به خودشان را دارند که خیلی هم پیچیدهتر از خط فارسی باستان است. خلاصه اگر در تخت جمشید خواستید مهارتهای خودتان را نشان دوستان و اقوام بدهید، حواستان به این نکتهی بخصوص باشد که ضایع نشوید!
متنی که انتخاب کردهام از کتیبهی DNa است (روی آرامگاه داریوش در نقش رستم).

سه خط و کلا چهارده کلمه که البته با حذف کلمات تکراری میشود 9 کلمه.
1- 
دو حرف ب و گ که با همان قاعدهی فتحهی نهان، خوانده میشود baga
این همان کلمهی «بغ» است که در بعضی متنهای فارسی قدیمی هم پیدا میشود به معنای «خدا». این واژه در کلمهی «بغداد» هم آمده. معنی پایتخت کشور دوست و همسایه، عراق، میشود: «خدا ساخت»!
2-
چهار حرف و، ز، ر، و ک. این کلمه در تمرینهای قسمت چهارم هم بود که باز هم با قاعدهی فتحهی نهان خوانده میشود vazraka
این واژه در فارسی امروز «بزرگ» تلفظ میشود. و تبدیل شده به ب و ک تبدیل شده به گ. کمی هم صدای واژهها عوض شده. این عوض شدن صداها در طول زمان قواعد و قوانینی برای خودش دارد که اسمش را میگذارند قواعد آوایی. با دانستن این قواعد آوایی (که خیلی هم مفصلاند) میشود گفت که فلان کلمهی فارسی امروزی احتمالا در زمان داریوش و خشایارشا چطور تلفظ میشده؛ یا واژهای که زمان هخامنشیان وجود داشته رد پایش را در کدام واژههای امروزی گذاشته.
3- 
این واژه هم در تمرینهای قسمت چهارم بود و تابلو است که خوانده میشود Auramazdā.
این سه واژه با یکدیگر میشوند baga vazraka Auramazdā یعنی «خدای بزرگ اهورامزدا» یا ادبیتر بخواهیم بگوییم «بغ بزرگ اهورامزدا»
4- 
خوانده میشود hya و معنی میدهد «که». از نظر دستوری «موصول» به حساب میآید.
5- 

این کلمه آخر خط شکسته و قسمت دومش در خط بعد (خط دوم) نوشته شده. قرار بود تا وقتی به «واژهجداکن» نرسیده باشیم، واژه را ادامه بدهیم، پس این واژه خوانده میشود imām. احتمالا نمیتوانید حدس بزنید چه معنی میدهد و فکرتان به جاهای «خیلی بیربط» میرود. ولی اگر کرد بودید حدس زدنش برایتان راحتتر بود. واژه معنی میدهد «این». (بعضی از کردها برای اشاره به نزدیک میگویند ima)
6- 
خوانده میشود būmim. این همان «بوم» است که فردوسی میگوید: «که مازندران شهر ما یاد باد/ همیشه بر و بومش آباد باد» البته آن موقع معنیاش میشده «زمین». دقت کردید که هر دو کلمه به im ختم شدهاند؟ این قضیه نکتهی دستوری دارد که بعدا به آن میپردازیم.
7- 
خوانده میشود adā. فعل است به معنی «ساخت» یا «کرد». البته دقیقتر بخواهیم بگوییم میشود «داد» به همان معنی که در «خداداد» و «بغداد» آمده. کمی قدیمتر فعل «دادن» معنی «آفریدن» داشته است.
فعلهای فارسی باستان خیلی داستان دارند که میماند برای بعد.
فعلا پس یک جملهی کامل خواندیم: «بغ بزرگ اهورامزدا، که این زمین را آفرید»!
دو جملهی بعدی هم خیلی شبیه این است و راحت میشود خواند…
8- تکراری است. همان hya به معنای «که»
9- 
قرار شد که این جمله هم شبیه قبلی باشد. وقتی imām معنی بدهد «این» لابد avam هم معنی میدهد «آن»! (باز هم اگر کرد بودید راحت حدس میزدید!)
10-


کلمهی شش حرفی ولی بسیار سادهی بعدی هست asmānam. وقتی اهورا مزدا در جملهی قبلی «این زمین» را آفرید، قاعدتا در این جمله باید «آن آسمان» را آفریده باشد دیگر!
11- همان فعل adā به معنی «آفرید»
پس تا اینجا شد «بغ بزرگ اهورا مزدا، که این زمین را آفرید، که آن آسمان را آفرید»
بعد از زمین و آسمان نوبت چیست؟
بعله! انسان! البته به گفتهی شاه هخامنشی، «مرد»!
12- hya به معنای «که»
13- 
همان واژهای که باید معنی «مرد» بدهد، خوانده میشود martiyam.
دقت کنید که i صدای ئی میدهد و y حرف ی است و این دوتا در خط میخی با هم تفاوت دارند.
باز هم دقت کنید که به جای «مرد» میگفتهاند «مرت».
14- همان فعل آفریدن.
پس این سه خط که از کتیبهی داریوش در نقشرستم خواندیم، معنیاش شد: «بغ بزرگ اهورامزدا، که این زمین را آفرید، که آن آسمان را آفرید، که مرد را آفرید …» و بعدا باید ببینیم چرا اکثر واژههای این کتیبه به –m ختم میشدند و فعل adā چطور ساخته شده است.
انتقال خود آموز فارسی باستان به سایت خودمان
توجه:
خودآموز خط میخی فارسی باستان به آدرس تازه منتقل شده است و این صفحه دیگر به روز نمی شود. برای دسترسی به تازه ترین ویرایش روی این لینک کلیک کنید: «آموزش خط میخی فارسی باستان»
خود آموز فارسی باستان را بردم روی سایت خودم به آدرس http://www.ganjei.com
فعلا کمی با فایرفاکس مشکل دارد البته.
فارسی باستان – 6 – نکات پایانی خط
توجه:
خودآموز خط میخی فارسی باستان به آدرس تازه منتقل شده است و این صفحه دیگر به روز نمی شود. برای دسترسی به تازه ترین ویرایش روی این لینک کلیک کنید: «آموزش خط میخی فارسی باستان»
این آخرین قسمت از درسهای آموزش فارسی باستان است که به خط مربوط میشود. با دانستههایی که در این درس ارائه میشود، دیگر میتوانید کتیبههای فارسی باستان را روخوانی کنید و آماده شوید که قسمت سخت کار، یعنی فهمیدن معنی کتیبهها را آغاز کنید.
اندیشهنگارها (کوتهنوشتها
ایدهی کوتهنوشت یا Acronym از زمان کوروش و داریوش وجود داشته. در کتیبههای هخامنشی، واژههایی مثل شاه، اهورامزدا و چند واژهی دیگر خیلی تکرار شده است. برای صرفهجویی در وقت و سنگ، به تدریج برای این واژهها علامتهای اختصاصی به وجود آمده. جالب است که در هیچکدام از کتیبههای داریوش چنین علامتهایی نیست و انگار تنبلی از نسلهای بعد به شاهان هخامنشی هم سرایت کرده!
به هر حال این شش علامت هم در خط میخی فارسی باستان وجود دارد که هر کدام نشانگر یک کلمه هستند:
|
واژه |
علامت |
کلید |
|
اهورامزدا |
W |
W |
|
اهورامزدا (مکرر) |
||
|
خدا |
||
|
شاه |
Q |
Q |
|
کشور |
(11(1 |
)11)1 |
|
زمین |
e |
e |
همانطور که میبینید، فونت پارسوماش علائم مربوط به سهتا از این کوتهنوشتها را ندارد. البته کوتهنوشت مربوط به کشور را میشود با کلیدهای پرانتز بسته و عدد 1 ساخت.
اعداد
سیستم عددنویسی فارسی باستان شبیه رومی است. یعنی عدد صفر نداریم، برای اعداد پایه علامتهایی وجود دارد، اعداد دیگر از جمع اعداد پایه به وجود میآیند.
در جدول میبینید که فونت پارسوماش یک نقص دیگر هم دارد: علامت عدد 100 را ندارد. شکل عدد 100 در خط میخی در علامت مربوط به 120 نشان داده شده است. اگر علامت ( را که مربوط به 20 است از 120 ({) حذف کنیم، چیزی که باقی میماند (یک میخ عمودی و دو افقی که از تیزی به هم چسبیدهاند) علامت 100 به دست میآید.
| عدد |
نمایش |
کلید(ها) |
| 1 |
1 |
1 |
| 2 |
2 |
2 |
| 3 |
12 |
12 |
| 4 |
22 |
22 |
| 5 |
221 |
221 |
| 6 |
222 |
222 |
| 7 |
2221 |
2221 |
| 8 |
2222 |
2222 |
| 9 |
22221 |
22221 |
| 10 |
0 |
0 |
| 11 |
01 |
01 |
| 12 |
02 |
02 |
| 13 |
021 |
021 |
| 14 |
022 |
022 |
| 15 |
0221 |
0221 |
| 16 |
0222 |
0222 |
| 17 |
02221 |
02221 |
| 18 |
02222 |
02222 |
| 19 |
022221 |
022221 |
| 20 |
( |
) |
| 30 |
000 |
000 |
| 40 |
(( |
)) |
| 50 |
0(( |
0)) |
| 60 |
((( |
))) |
| 70 |
0((( |
0))) |
| 80 |
(((( |
)))) |
| 90 |
0(((( |
0)))) |
| 100 | ||
| 120 |
{ |
} |
خوب، با این دانستهها
فارسی باستان – 5 – چند نکتهی ابتدایی دیگر
توجه:
خودآموز خط میخی فارسی باستان به آدرس تازه منتقل شده است و این صفحه دیگر به روز نمی شود. برای دسترسی به تازه ترین ویرایش روی این لینک کلیک کنید: «آموزش خط میخی فارسی باستان»
توی قسمت سوم بیست و سه علامت از خط میخی را نشان دادیم و قواعد اولیه نوشتن را هم گفتیم.
توی این قسمت و قسمت بعدی، آوانگاری، بقیه علائم، و قواعد پیچیدهتر را توضیح میدهیم تا بتوانید خط کتیبههای فارسی باستان را بخوانید (برای معنی کردنش البته خیلی کارها مانده است هنوز …)
آوانگاری
رسم است برای نشان دادن شیوهی تلفظ واژههای فارسی باستان، از نوعی نگارش لاتین استفاده میکنند که نامش را گذاشتهاند «آوانگاری» (transliteration)
توی قسمتهای قبلی برای نوشتن تلفظ مثالها از آوانگاری فارسی باستان استفاده کردیم و قواعدش هم خیلی ساده است. یعنی همه چیز با استفاده از خط لاتین و الفبای انگلیسی نوشته میشود. فقط برای صداهای بلند، مثل (صدای آ در «کار»، ئو در «دور» و ئی در «تیر»)، یک خط تیره بالای حرف صدادار قرار میگیرد: kār، dūr و tīr
برای حروفی مثل خ، چ و ش که در انگلیسی وجود ندارند یا دو حرفی نوشته میشوند هم علامتهای معادلی در نظر گرفته شده است: x برای خ، č برای چ و š برای ش
واژه جداکن
در خط میخی برای اینکه دو واژه را از هم جدا کنیم، به جای فاصله گذاشتن، بینشان علامت / میگذاریم. جالب است بدانید که برای کتیبهنویسان هخامنشی اصلا مهم نبوده که کلمه آخر خط تمام میشود یا نه؛ هر کلمهای آنجا تمام میشود که به علامت / برسد، حالا میخواهد در همین خط باشد یا خط بعدی.
دو حرف دیگر
دو حرف دیگر در فارسی باستان هست به شکلهای o و c. اولی (o) صدای ث عربی یا th انگلیسی میدهد (سین نوک زبانی) و بصورت Ѳ آوانویسی میشود. دومی (c) هم صدای Ѳr میدهد (یعنی همان ث و یک ر) البته زبانشناسان کمی سر اینکه این حرف واقعا چه صدایی میداده اختلاف دارند ولی اکثریت نظرشان همین است که نوشتهایم.
حرفهایی با صداهای دیگر
فرض کنید با آنچه تا اکنون از خط میخی دانستهایم، بخواهیم بنویسیم کوروش. قاعدتا چیزی که مینویسیم این شکلی است:
kuruS
اما چیزی که توی کتیبهها نوشته شده است این شکلی است:
KuRuS
میبینید که دو حرف ک و ر متفاوت با چیزی که انتظار داشتیم نوشته شدهاند. اگر یادتان باشد، همهی حروفی که در جدول پیشین نمایش دادیم صدای فتحهی نهان داشتند. حالا بعضی از حروف خط میخی، حالت(هایی) با صدای غیر فتحه دارند… سخت شد؟! اینطور بگوییم که یک حرف داریم به شکل k که صدای k یا ka میدهد. آنوقت یک حرف دیگر هم داریم به شکل K که صدای ku میدهد. پس اگر در خط میخی بخواهیم بنویسیم kar یا kār یا tik از شکل اول (k) استفاده میکنیم اما اگر بخواهیم بنویسیم kūrūš یا هر کلمهی دیگری که k در آن صدای ضمه دارد (کوتاه یا کشیده) از شکل دوم (K) استفاده میکنیم.
دقت کنید که در نوشتن کوروش، بعد از حرف K، صدای u آمده است. خود K ضمه دارد، ما هم یک صدای u اضافه کردیم، پس یعنی صدای کشیدهی اووو داریم (در آوانویسی مینویسیم ū)
همین قاعده در مورد r و R هم صدق میکند. بعضی حروف خط میخی هم صدای i دارند مثل علامت M که صدای mi میدهد یا V که صدای Vi میدهد.
جدول زیر تکمیل شدهی جدول قسمت سوم است.
میبینید که همهی واژهها حتما حالت فتحهدار را دارند ولی تعداد اندکی حالت مربوط به صداهای دیگر را دارند.
|
-u |
-i |
-a |
|||||
|
شکل |
کلید |
شکل |
کلید |
شکل |
کلید |
||
|
u |
u |
i |
i |
a |
a |
||
|
b |
b |
b- |
ب |
||||
|
:»»’~› |
p |
p |
p- |
پ |
|||
|
T |
T |
t |
t |
t- |
ت |
||
|
o |
o |
Ѳ |
ث |
||||
|
c |
c |
ç |
ثر |
||||
|
J |
J |
j |
j |
j- |
ج |
||
|
C |
C |
č- |
چ |
||||
|
x |
x |
x- |
خ |
||||
|
? |
? |
D |
D |
d |
d |
d- |
د |
|
R |
R |
r |
r |
r- |
ر |
||
|
z |
z |
z- |
ز |
||||
|
s |
s |
s- |
س |
||||
|
S |
S |
š- |
ش |
||||
|
f |
f |
f- |
ف |
||||
|
K |
K |
k |
k |
k- |
ک |
||
|
G |
G |
g |
g |
g- |
گ |
||
|
l |
l |
l- |
ل |
||||
|
, |
, |
M |
M |
m |
m |
m- |
م |
|
N |
N |
n |
n |
n- |
ن |
||
|
V |
V |
v |
v |
v- |
و |
||
|
h |
h |
h- |
ه |
||||
|
y |
y |
y- |
ی |
||||
تمام شد؟ نه فقط یک ذرهی دیگر مانده …!
فارسی باستان – 4 – چند تمرین
توجه:
خودآموز خط میخی فارسی باستان به آدرس تازه منتقل شده است و این صفحه دیگر به روز نمی شود. برای دسترسی به تازه ترین ویرایش روی این لینک کلیک کنید: «آموزش خط میخی فارسی باستان»
خوب! برای اینکه اعتماد به نفستان بالا برود چند تا تمرین انجام بدهید:
سعی کنید واژههای زیر را که همه از کتیبههای هخامنشی کپی شدهاند، بخوانید. واژههایی را انتخاب کردهام که به معادل امروزیشان خیلی نزدیک هستند و برای اینکه نتوانید تقلب کنید، به جای استفاده از فونت، عکس واژه را گذاشتهام.
(راستی از جدولی که در شمارهی قبلی آوردهام حتما استفاده کنید و انتظار نداشته باشید که شکل علامتها را حفظ باشید. خود داریوش هم با نگاه به جدول میخوانده!)
1-
(معادل امروزیاش را نمیتوانید حدس بزنید؟!)
2-
(حروفی که تلفظشان به هم نزدیک است، ممکن است در طول زمان جای هم را بگیرند، مثلا و و ب یا ک و گ)
3-
(باز هم مثل قبلی، جای حرفی که اجدادمان ت تلفظ میکردهاند، ممکن است ما د تلفظ کنید
4-
(زحمت خواندن حروفش زیاد است ولی وقتی حروف را خواندید داد میزند که چه واژهای است)
5-
(اگر نتوانستید حدس بزنید، بدانید که اسم یک آدم خیلی خیلی مهم است)
فارسی باستان – 3 – نکتههای اولیه
توجه:
خودآموز خط میخی فارسی باستان به آدرس تازه منتقل شده است و این صفحه دیگر به روز نمی شود. برای دسترسی به تازه ترین ویرایش روی این لینک کلیک کنید: «آموزش خط میخی فارسی باستان»
خط میخی، بر خلاف ظاهر ترسناکی که دارد، خیلی خط سادهای است. یعنی آسانترین قدمی که در راه یاد گرفتن زبان فارسی باستان و خواندن کتیبههای هخامنشی برمیدارید، همین یاد گرفتن خط است.
خط میخی، بر خلاف سایر خطوط ایرانی، از چپ به راست نوشته میشود (مثل انگلیسی) و علامتهایش به هم نمیچسبند (بر خلاف فارسی نو و پهلوی). بنابراین کافی است که شکل حروف و چند قاعدهی ساده را یاد بگیرید تا بتوانید بخوانید و بنویسید.
با چند مثال ساده شروع میکنیم و چند واژهی امروزی را به خط میخی مینویسیم (توجه داشته باشید که نگارش و تلفظ واژههای باستانی کلماتی که مثال میزنیم ممکن است زمین تا آسمان با معادل امروزیشان فرق داشته باشد)
1- دست (dast) نوشته میشود:
dst
dst
قاعدهی اول این که صدای فتحه (a) نوشته نمیشود. اکثر حروف بیصدای فارسی باستان (مثل d، s و t) صدای فتحهی نهفته دارند. یعنی یا ساکن خوانده میشوند یا با فتحه. پس چیزی که نوشتیم میتوانست dasat یا dasata هم خوانده شود.
2- شیر (šīr) نوشته میشود:
Sir
Sir
دقت کنید که در فونت پارسوماش، حروف کوچک و بزرگ انگلیسی ممکن است نمایندهی حروف خط میخی متفاوتی باشند. مثلا s میشود سین (مثل دست) و S میشود شین (مثل شیر). اگر از Word استفاده میکنید بهتر است Auto-capitalizing را غیر فعال کنید.
قاعدهی دوم این که هر صدایی غیر از فتحه را باید بنویسید. چه صداهای کوتاه و چه بلند. اینجا هم که به صدای ئی نیاز داشتیم، از حرف i استفاده کردیم. البته این قاعده چند استثناء دارد که بعدا اشاره میکنیم. فعلا چند مثال دیگر:
3- کار (kār) نوشته میشود:
kar
kar
(دقت کنید که برای صدای آ یک حرف a گذاشتیم)
4- مهران و شهنام و امیر و علی و همسر هم به ترتیب نوشته میشوند:
mihran
Shnam
amir
ali
hmsr
خوب فعلا با همین دو قاعده و جدول زیر میتوانید واژههای رایج فارسی را به خط میخی بنویسید.
در جدول به نکات زیر دقت کنید:
1- توی ستون دوم، b(a) یعنی اینکه این حرف میتواند هم b باشد و هم ba (همان قضیهی فتحهی نهان)
2- توی ستون کلید، حروف بزرگ را Bold
کردهام (مثلا نگاه کنید به S
برای شین و s برای سین)
3- حروف فارسی باستان همینها نیستند. چند حرف و علامت دیگر را نیاوردهام.
4- در فارسی باستان حرف ی (مثل یخ) با صدای ئی مثل (دین) فرق دارد و دو علامت جدا دارند.
| حرف/صدای فارسی |
صدای لاتین |
کلید |
شکل میخی |
| ا آ |
a/ā |
a |
a |
| ئی |
i/ī |
i |
i |
| ئو |
u/ū |
u |
u |
| ب |
b(a) |
b |
b |
| پ |
p(a) |
p |
p |
| ت |
t(a) |
t |
t |
| ج |
j(a) |
j |
j |
| چ |
č(a) |
C |
C |
| خ |
x(a) |
x |
x |
| د |
d(a) |
d |
d |
| ر |
r(a) |
r |
r |
| ز |
z(a) |
z |
z |
| س |
s(a) |
s |
s |
| ش |
š(a) |
S |
S |
| ف |
f(a) |
f |
f |
| ک |
k(a) |
k |
k |
| گ |
g(a) |
g |
g |
| ل |
l(a) |
l |
l |
| م |
m(a) |
m |
m |
| ن |
n(a) |
n |
n |
| و |
w(a) |
v |
v |
| ه |
h(a) |
h |
h |
| ی |
y(a) |
y |
y |
فعلا کمی با همینها تمرین کنید تا بعد …
آموزش فارسی باستان – 2 – دربارهی فونت پارسوماش
توجه:
خودآموز خط میخی فارسی باستان به آدرس تازه منتقل شده است و این صفحه دیگر به روز نمی شود. برای دسترسی به تازه ترین ویرایش روی این لینک کلیک کنید: «آموزش خط میخی فارسی باستان»
«پارسوماش» نام کهن شهری است که الان مینامیم «مسجد سلیمان». سازندهی گمنام فونت Parsoomash هم به افتخار همین شهر که زمان هخامنشیان مرکزیت سیاسی اقتصادی داشته است، قلم را نامگذاری کرده است.
فونت پارسوماش یک خوبی دارد و یک بدی. خوبیاش این است که حروفش روی حروف انگلیسی صفحه کلید نگاشت شدهاند. یعنی اگر میخواهید به خط میخی بنویسید ب، کافی است با این فونت بنویسید b. اینجوری کار با فونت برای تازهکارها آسانتر است.
بدی فونت پارسوماش این است که از استاندارد یونیکد مربوط به خط میخی تبعیت نمیکند. یعنی به معنی دقیق کلمه فونت فارسی باستان به حساب نمیآید و بیشتر یک نقاشی روی حروف استاندارد انگلیسی است (چیزی شبیه Wingdings)
به هر حال این فونت پارسوماش کار ما را راه میاندازد پس برویم سراغ اصل مطلب …
بخشهای دیگر را هم ببینید