نوشته‌های بی‌خواننده

یادداشت‌های روزمره‌ی ما، بدون هیچ قید خاصی

مسابقه زدن به صحرای کربلا

with one comment

بنزین برای مسافرکش جماعت حکم صحرای کربلا را دارد برای روضه‌خوان جماعت… یعنی صحبت از هرجا که شروع شود به همینجا ختم می‌شود. مخصوصا این قضیه در مورد موتوری‌ها بیشتر صدق می‌کند چون هم بیشتر در مضیقه هستند و هم نرخ کرایه بیشتر توافقی است و توجه دادن مسافر به مصائب بنزین می‌تواند امتیازی باشد در چانه‌زنی آخر کار…

امروز که داشتیم کیف به جیب از هفت تیر برمی‌گشتیم، موتورسوار محترم شروع کرد به صحبت در مورد فضایل اخلاقی بعضی آدم‌ها و اینکه هنوز هم آدم خوب پیدا می‌شود و این‌جور چیزها… حالا هرچه دارم فکر می‌کنم که این قضیه را چطور ربط داد به سهمیه‌بندی سوخت…؟ یادم نمی‌آید!

هرکس توانست یک داستان کوتاه بنویسد (آنقدر کوتاه باشد که از هفت‌تیر تا میدان تختی بشود تعریفش کرد) که با ذکر فضائل اخلاقی انسان‌ها شروع شود و به سهمیه‌بندی سوخت ختم شود، جایزه دارد.

Advertisements

Written by علی گنجه ای

دسامبر 5, 2007 در 2:38 ب.ظ.

نوشته شده در بدون دسته بندی

یک پاسخ

Subscribe to comments with RSS.

  1. یکی بود یکی نبود یه آدم خوبی بودکه ماشینش بنزین نداشت آخه سهمیه بنزینش تموم شده بود قصه ما به سر رسید آقاهه هم چون بنزین نداشت به هیچ جا نرسید

    مهران

    اوت 6, 2008 at 6:09 ق.ظ.


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: