نوشته‌های بی‌خواننده

یادداشت‌های روزمره‌ی ما، بدون هیچ قید خاصی

گزارش سوتی کارآگاه بهمنی!

with 10 comments

از آنجا که همه‌ی دشمنان کارآگاه بهمنی وبلاگ ما را می‌خوانند و بلافاصله بعد از اینکه سوتی‌هایش اینجا منعکس می‌شود برایش دست می‌گیرند، کارآگاه هر سوتی ریز و درشتی که می‌دهد پشت‌بندش انگشت اشاره‌اش را به تهدید رو به من می‌گیرد که: «علی تو وبلاگت ننویسیا!».

حالا امروز هم کارآگاه در مطب دندان‌پزشکی یک سوتی ناب داده که ما نوشته بودیم که دوستان هم بخوانند ولی خود کارآگاه هیچ رقم کوتاه نیامد و اجازه نداد که مطلب را Publish کنیم. خلاصه دوستانی که مایلند از این سوتی آگاه شوند، به این جانب رجوع کنند و فایل گزارش سوتی کارآگاه را در کامپیوتر خودم بخوانند!

Advertisements

Written by علی گنجه ای

مارس 10, 2008 در 1:48 ب.ظ.

نوشته شده در از روزمره‌ی زندگی

10 پاسخ

Subscribe to comments with RSS.

  1. پیرو حق آزادی بیان، من پیشنهاد می کنم رای گیری بشه!
    خودمم اولین رای مخالف

    رامین

    مارس 10, 2008 at 1:51 ب.ظ.

  2. 😀 علی جان لفطاً میل کن اینجا یکی هست خیلی دوست داره که بدونه

    حرفایی میزنی مهران! من به خاطر همون که اونجا هست نمیذارم رو سایت!

    mehrankarzari

    مارس 10, 2008 at 2:34 ب.ظ.

  3. کشف کرید بالاخره Smilyدر WordPressبدین سان 🙂

    mehrankarzari

    مارس 10, 2008 at 2:35 ب.ظ.

  4. آقا ما که دسترسی به کامپیوتر شما نداریم ، به کجا رجوع کنیم؟

    افشین جان شما ایمیل بده ارسال کنم خدمتتون 😉
    راستی نرفتی بریزبن؟

    افشین

    مارس 10, 2008 at 2:55 ب.ظ.

  5. چه گونه است به جای کاراگاه بهمنی از بازپرس فروردینی استفاده کنیم که هم شخصیت ها تداخل پیدا نکنه هم آزادی بیان باشه ;))

    mehrankarzari

    مارس 10, 2008 at 3:34 ب.ظ.

  6. من میدونم. هر کس خواست بدونه پول بده. بالاخره شب عیده و زندگی هم خرج داره.البته خود کاراگاه در اولویت دادن حق السکوت میباشد. 🙂

    فاطمه

    مارس 10, 2008 at 11:15 ب.ظ.

  7. یکی دو روزی بریزبن بودم .یه کار نون و اب دار تو ملبورن پیدا شد برگشتم. همایون رو نشد ببینم ولی چندین ساعت تلفنی حرف زدیم.
    اوه! پس پلنگ صورتی رو از دست دادی! چه حیف!

    افشین

    مارس 11, 2008 at 3:36 ق.ظ.

  8. آقاي گنجه اي سلام.
    من دشمن كارآگاه بهمني نيستم ولي خيلي دوست دارم يك نسخه از جديدترين سوتي هاش داشته باشم.

    آقا زیادی دست میگیری براش دیگه! یعنی چی دیروز تلفن زدی بهش گیر دادی؟ اعصابش خراب شده بود خب

    ناصر صفري

    مارس 11, 2008 at 8:58 ق.ظ.

  9. آقا من كه مي‌تونم تو وبلاگم سوتي رو بنويسم؟

    هرگز!

    واقف

    مارس 12, 2008 at 9:57 ق.ظ.

  10. شما بگو… تمام سعي خودمو ميكنم بهش گير ندم.
    فقط در حد لبخند و شاد شدن دل دوستداران و هواداران پروپاقرص كارآگاه.

    ناصر صفري

    مارس 12, 2008 at 11:24 ق.ظ.


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: