نوشته‌های بی‌خواننده

یادداشت‌های روزمره‌ی ما، بدون هیچ قید خاصی

دفترچه‌مان آمد!

with 5 comments

بیست و هشتم اسفند که رفته بودم اداره پست و داشتم دفترچه نظام وظیفه را دقیقه‌ی نود پست می‌کردم، پسری توی صف بود که می‌خواست معافیت پزشکی بگیرد و یک بار دفترچه‌اش به خاطر نقص مدرک برگشت خورده بود. آقا پسر کمی چاه‌نمایی کرد که باید این کار و آن کار را می‌کردی و اینجوری که داری مدارکت را می‌فرستی حتما برگشت می‌خورد و از این حرفها که من جدی نگرفتم (یعنی اگر جدی هم می‌گرفتم وقتش را نداشتم که بکوبم و بروم میدان سپاه و فرم شماره دو را بدهم امضاء کنند) و مدارک را همانجوری پست کردم.

کمی که از تعطیلات نوروزی گذشت و خبری از دفترچه آماده به خدمت نشد، دلم شور افتاد که نکند آقا پسر درست می‌گفته و اگر مدارکم برگشت بخورد چه و اگر مهر غیبت بخورم و نتوانم امریه بگیرم چه؟ برای همین در یکی دو هفته‌ی اخیر، هر شب که می‌رفتم خانه از میرویس، نگهبان افغانی بلوک‌مان، سراغ پستچی را می‌گرفتم و این شده بود سوژه خنده‌مان! اول که کلی تعجب کرده بود که من هنوز سربازی نرفته‌ام و بعد می‌گفت نمی‌خواهد سربازی بروی و من که می‌گفتم اینجوری پاسپورت ندارم و نمی‌توانم از ایران خارج شوم، با خنده می‌گفت پس من چی که شناسنامه هم ندارم ولی هرجا دلم بخواهد می‌روم؟!

خلاصه امروز همسر گرامی زنگ زد که برگ سبزم آمده و نقص پرونده و مهر غیبت هم ندارد و تاریخ اعزام را هم زده‌اند یک آبان. جالب است که گفته‌اند یک آبان خودم را به نظام وظیفه معرفی کنم (میدان سپاه) و اسم نیرو و محل آموزشی را نگفته‌اند. مگر اخیرا جریان سربازی رفتن اینجوری نشده که توی همان برگ سبز می‌گویند که کدام نیرو هستیم و کجا باید آموزشی برویم؟

Advertisements

Written by علی گنجه ای

مه 7, 2008 در 2:04 ب.ظ.

نوشته شده در از روزمره‌ی زندگی

5 پاسخ

Subscribe to comments with RSS.

  1. شما واقعاً سربازی نرفته اید؟! نکند بروید و بعد از دو سال که کارت پایان خدمت را دادند ، بگویید :
    « اِ … من که یکی از این داشتم !!! »

    سورملینا

    مه 7, 2008 at 2:44 ب.ظ.

  2. سلام.
    تو كه قرار بود يه سال پيش بري؟ ايول بابا
    حالا امريه كجا رو جور كردي به سلامتي؟


    هاهاها! حالا خودت انصاف بده کی تنبل تره!
    برای امریه هم حالا پنج ماه وقت هست 😉

    ابراهيم

    مه 7, 2008 at 4:33 ب.ظ.

  3. آخی… خیلی کار خوبی کردی… همون ماجرای غورباقه و قورت دادن و اینا!!! اگه راهنمایی خواستی بگو من بهت بگم… استاد کارای سربازی هستم در خدمتتون!!!

    fingilbanoo

    مه 7, 2008 at 7:11 ب.ظ.

  4. علی کپی برگه سبزت رو بیار یا بیا همین جا کپی میگرم برات یه جوری دستم برسون و بعد اینکه نه در برگ سبز اولیه محل اعزام را نمی گن و در برگه دیگری که در نزدیکی زمان اعزام شما به دستتان خواهد رسید محل و نیروی مورد نظر ذکر خواهد شد.

    mehrankarzari

    مه 8, 2008 at 8:04 ق.ظ.

  5. درود
    وای میخوای بری خدمت!!! آموزش میخوای چی کاز کنی وای نههههههههههههه!!!
    احمقانه ترین و پوچ ترین روزاهای زندگی ! یکسای بهت گیر میدن و امرونهی میکنن که تو حالت عادی تو نگاهشون هم نمیکنی!!!

    شاد باشی.

    هشت پا

    مه 8, 2008 at 9:08 ق.ظ.


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: