نوشته‌های بی‌خواننده

یادداشت‌های روزمره‌ی ما، بدون هیچ قید خاصی

Archive for the ‘از شیراز’ Category

خالکوبی!

with 25 comments

شیراز - آبان 86 149

دارم بانک داده‌ای از یادگاری‌های حک شده روی در و دیوار تخت جمشید درست می‌کنم.

کسی می‌داند خالکوبی روی بازوی این شیر به چه زبانی است و چه نوشته؟

عکس بزرگتر:

شیراز - آبان 86 149 - Copy

 

پی‌نوشت: با راهنمایی دوستان متوجه شدم نوشته به خط ارمنی است و خوانده می‌شود: Giulpasar. ظاهرا این گیول‌پاسار یک جور اسم خانوادگی است. (از جستجوی گوگل اینطور حدس می‌زنم)

ممنونم از همه دوستانی که کامنت گذاشتند، خصوصا x، موجو، آرلن و کارو.

پ.ن.2: پی‌کو‌لو در وبلاگش کتابی را معرفی کرده از جان سیمپسون که یادگاری‌های روی دروازه ملل و کاخ داریوش را فهرست می‌کند. همه‌ی یادگاری‌ها را بجز یادگاری‌های فارسی، عربی، عبری و ارمنی: واندال‌هاي پرسه‌پوليس

پ.ن.3: همچنین نگاه کنید به نوشته‌ی لوکادیوم با عنوان: دیپلمات آلمانی که در تخت جمشید جاودانه شد

Advertisements

Written by علی گنجه ای

اوت 2, 2008 at 9:18 ق.ظ.

نوشته شده در از شیراز

آرامگاه حافظ (حافظیه) در زمان مظفرالدین شاه قاجار

with 29 comments

بقعه‌ی فعلی آرامگاه حافظ در زمان رضا شاه و توسط آندره گدار طراحی شده است.

 

در میان عکس‌های قدیمی شیراز، یک عکس هم از بقعه‌ای است که در زمان مظفرالدین شاه قاجار ساخته شده است.

دو چیز در عکس برایم خیلی جالب است. یکی پرچم‌هایی که بالای بقعه نصب شده… (به نظرتان چه رنگی است؟)

و دیگر شعری که روی بقعه حک شده و خیلی به درد «آزمون ادبیات فارسی ویژه مهندسین» می‌خورد:

شعرش این است:

«به عهد خسرو عادل مظفرالدین شاه / به امر زاده‌ی آزاده‌اش ملک منصور

خردپژوه مهندس مزین‌الدوله / بریخت طرح و بداد این اساس را دستور

بُد از هزار و سه صد و نوزده فزون کاورد / شعاع سلطنت این طرفه بقعه را به ظهور»

سال 1319 قمری، یعنی شش سال پس از تاجگذاری مظفرالدین شاه و پنج سال قبل از فرمان مشروطیت.

پ.ن: در مصراع دوم از بیت دوم، «این اساس» را نتوانسته بودم درست بخوانم؛ «رهگذر» کمک کرد.

اطلاعات تکمیلی

زاده‌ی آزاده‌ی مظفرالدین شاه، ملک منصور، همان شعاع السلطنه است (شعاع سلطنت در بیت سوم)، برادر محمد علی شاه قاجار. شعاع‌السلطنه زمانی والی فارس بوده و از مخالفین مشروطیت و آخر سر هم همراه برادرش از ایران فرار می‌کند. عکسش را می‌توانید اینجا ببینید.

در مورد طراح بقعه (مزین الدوله) هم در سایت کاخ گلستان مطالب کاملی آمده است.

در وبلاگ هفت شهر عشق، مجموعه‌ای از عکس‌های قدیمی شیراز، از جمله یک عکس دیگر از همین بقعه و یک عکس دیگر از حافظیه سه سال قبل از ساخته شدن این بقعه ببینید. همینطور نگاهی به صفحه مربوط به حافظیه در سایت شیراز سیتی بیاندازید.

قبل از نصب بقعه‌ای که عکسش بالاتر آمده است، حافظیه این شکلی بوده است (عکس مربوط به سه سال قبل از نصب بقعه، یعنی 1316 است):

Written by علی گنجه ای

ژوئیه 12, 2008 at 1:10 ب.ظ.

خوشنویسی

with 7 comments

این قطعه‌ی خوشنویسی را در موزه‌ی هنر مشکین فام دیدم. چیزی که نظرم را جلب کرد این بود که در همان خط اول در «قال الصادق»، قاف را جا انداخته است. (فکر می‌کنم در خط سوم هم یک دندانه‌ی سین در «یسمی» جا افتاده باشد)

بعدا که دقیقتر نگاه کردم خود متن به نظرم جالبتر آمد…

می‌دانید که شیراز زادگاه علی محمد باب است…. خطاط، حدیثی را از امام صادق نقل می‌کند که «در روزهای گمراهی، مردی به نام گمراهی ظهور می‌کند». بعد حساب می‌کند که ضلاله به حساب ابجد می‌شود 1261 هجری قمری و حساب نام «علی محمد باب ابن رضا» هم همین 1261 می‌شود و نتیجه می‌گیرد که پس به این ترتیب هم پیش‌بینی امام صادق صحیح بوده و هم علی محمد باب مصداق ضلالت است.

عین متنی که زیر حدیث نوشته شده این است:

«حضرت صادق علیه السلام فرمود زود باشد که ظاهر شود در سنه 1261 که عدد ضلاله است مردیکه نام برده می‌شود بضلاله. ضلاله بمعنی گروهی است و کنایه از علی محمد باب ابن رضا است که عدد این جمله 1261 است با عدد ضلاله مطابق است و صدق قوم [قول؟] آنجناب واضح شد»

Written by علی گنجه ای

ژوئیه 12, 2008 at 10:35 ق.ظ.

نوشته شده در از شیراز

بیژن بهادری کشکولی

with 2 comments

توی موزه‌ هنر مشکین فام، یک اتاق کوچک اختصاص دارد به نقاشی‌های «بیژن بهادری کشکولی».

بیژن بهادری کشکولی - کوچ ایل

«کشکولی بزرگ» و «کشکولی کوچک» اسم دو طایفه از طوایف ایل قشقایی است و بیژن بهادری هم یکی از اعضاء همین ایل است که از کودکی به نقاشی علاقه داشته و کارش را با نقاشی بر روی سنگ و کوه مسیر ایل شروع کرده است. موضوع همه‌ی نقاشی‌هایش هم زندگی ایلیاتی است.

بیژن بهادری کشکولی - عروسی در ایل (عکس از سایت مدرسه فمینیستی)

توی موزه هنر مشکین فام، عکسی هم از نقاش هست به همراه متنی از حسن مشکین فام که نقاش را معرفی می‌کند.

بیژن بهادری کشکولی - عکس

توی اینترنت، بجز سایت‌ها و وبلاگ‌هایی که همان نوشته‌ی حسن مشکین‌فام را (با یا بی ذکر منبع) تکرار کرده‌اند، فقط یک مقاله/مصاحبه در یک سایت فمینیستی درباره‌ی بیژن بهادری کشکولی پیدا کردم (اینجا) و دو فیلم در یوتیوب که نقاشی‌های او را با پس‌زمینه‌ی موسیقی سنتی نشان می‌دهد (اینجا و اینجا). توی سایت جوانان قشقایی هم کتابی با نگارگری او معرفی شده است (اینجا – کتاب آخر).

Written by علی گنجه ای

ژوئیه 10, 2008 at 2:48 ب.ظ.

خوان هفتم رستم به روایت کاشی قاجاری

with 4 comments

این کاشی‌کاری سردر ارگ کریمخانی در شیراز، احتمالا باید مربوط به دوره‌ی قاجاریه باشد و حدس می‌زنم که پرده‌ی نبرد رستم با دیو سفید باشد یعنی خوان هفتم از هفت‌خوان (روایت ماجرا در شاهنامه را ببینید).

شیراز - خرداد 87 005

برایم جالب بود که خانه‌های بالای پرده (قاعدتا خانه‌های دیوان)، همه سقف شیروانی دارند!

شیراز - خرداد 87 005

خانه‌ی سمت چپی (پشت سر رستم) انگار که صلیبی هم بالای شیروانی‌اش داشته باشد و مثلا کلیسایی چیزی باشد.

شیراز - خرداد 87 005 - Copy - Copy

وقتی که یک اثر باستانی را ترمیم می‌کنند، باید جاهای ترمیم شده کاملا از اصل اثر متمایز باشد. مثلا در مورد کاشی‌کاری مثل این، اگر بخواهند جای یک کاشی شکسته، کاشی نو بگذارند، باید رنگ زمینه‌ی کاشی نو، روشن‌تر یا تیره‌تر از کاشی‌های همجوارش باشد.

به اسب رستم اگر دقت کنید (بیشتر شبیه زرافه‌ی رستم است البته!) می‌بینید که در یکی از کاشی‌ها پوست رخش خال‌های زرد رنگ دارد. این کاشی قاعدتا باید ترمیمی باشد ولی تا بحال ندیده بودم که کاشی ترمیمی اینقدر با بقیه تفاوت داشته باشد.

شیراز - خرداد 87 005 - Copy - Copy (2)

Written by علی گنجه ای

ژوئن 9, 2008 at 12:06 ب.ظ.

نوشته شده در از سفر, از شیراز

دانشگاه علوم پزشکی شیراز

with 8 comments

دفعه اول که ساختمان دانشگاه علوم پزشکی شیراز را دیدم، آن سازه فلزی وسط نما خیلی نظرم را جلب کرد و با توجه به هماهنگی‌اش با بادگیرهای دو طرف، فکر کردم جزء معماری اولیه ساختمان بوده‌اند.

 دانشگاه علوم پزشکی شیراز

بعدا خبردار شدم که این سازه (و قرینه‌اش آن طرف ساختمان) اول کار وجود نداشته‌اند و بعد از ساخته شدن بنا، مهندسان می‌بینند که ساختمان دارد نشست می‌کند و برای جلوگیری از نشست این سازه‌ی غول‌پیکر فلزی (و همزادش) را به ساختمان اضافه می‌کنند.

Written by علی گنجه ای

آوریل 10, 2008 at 12:27 ب.ظ.

گربه نوروزی

with 3 comments

شیرازی‌ها به این جانور پشمالویی که در عکس می‌بینید می‌گویند «گربه نوروزی»

به آن کرم‌هایی که بعدا پروانه می‌شوند چه می‌گویند؟ این هم از همان‌هاست. (اندازه‌ی این یکی تقریبا دو سانتیمتر بود)

 Gorbeh

Written by علی گنجه ای

آوریل 6, 2008 at 10:07 ق.ظ.